حسنعلى خان افشار
151
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
زود وصول شود ، به دربار معدلت مدار بفرستم ، تخفيف هم با من نيست . اين شش ماهه را زود بدهند ، ماليات يك سال و نيم بماند تا حكم بشود . شيخ از يكطرف فقيرى رعيت را مشاهده مىكرد و از يك طرف ماندن ماليات را كه حكم از دارالخلافهء كبرى شده بود ، و خودش اكثر اوقات اين را مىفرمود كه ماليات شاهنشاهى از جمله واجبات است و همه مال رعيت بنا به اين نظم و نسق و آسودگى و خوشحالى اهالى و رعيت از دست قطاع الطرق و احشام بختيارى و اعراب ، به پادشاه حلال و واجب است . و هر روز در مسجد بعد از نماز جماعت دعاى دوام دولت و وجود مبارك شاهنشاه اسلامپناه - روحى فداه - را مىنمودند . شكرگزارى زياد مىكردند و رضامندى زياد از سهام الدوله مىفرمود . و سهام الدوله از همه تجار ولايت نشان و شال رهن گذاشته ، وجه گرفت . با تنخواهى كه از ولايت وصول شده بود ، جمع نموده ، به خاكپاى مبارك فرستاد . و خود خانزاد اينقدر فهميد كه اگر تخفيف مرحمت به اهل خوزستان « 1 » نشود ، از عهدهء ماليات نمىتوانند برآيند . متفرق مىشوند . حكم حكم جهانمطاع است . آن دو نفر عمال كه مصطفى قلى خان و حاجى رشيد خان باشند ، يكى به مكهء معظمه گريخته ، و يكى هم ، از قرارى كه مىگفتند ، در ايام معتمد الدوله باز بناى افساد و شرارت گذاشته ، ولايت را به هم مىزد ، فرستاده بود با خانه و عيال او را كه حاجى رشيد خان باشند ، به اصفهان [ 33 پ ] برده ، حبس نموده ، بعد از وفات معتمد الدوله معروض اليه از اصفهان گريخته ، به دار الخلافه رفته ، مرحوم حاجى ميرزا آقاسى چونكه با معتمد الدوله بد بود ، كمال التفات به حاجى رشيد خان نموده و مولا فرج إله والى را در انجا حاكم نموده ، به همراه مولا فرج إله مرخص كرده بود . حالا آنچه خانزاد فهميدهام در دادن ماليات كوتاهى دارند ، ماندن معروض اليه در آن صفحات باعث شرارت [ و ] فساد خواهد بود . خلاصه هر چه از بدگذرانى و فقيرى اهالى دزفول به خاكپاى مبارك عرض شود ، باز كم است .
--> ( 1 ) . در اصل : عربستان .